سيد محمد حسينى شاهرودى

102

فاطمه (س) حامى ولايت (فارسى)

من بين دو غم بزرگ قرار گرفته‌ام : غم فقدان پيامبر صلى الله عليه و آله و غم ظلمى كه بر وصى و جانشين آن حضرت روا داشتند . « 1 » عده‌اى نيز علت گريه را مىدانستند ؛ از اين رو در آن باره از حضرت سؤال مىكردند چنان كه محمود بن لبيد مىگويد : وقتى فاطمه عليها السلام را در كنار قبر حضرت حمزه ديدم كه در حال گريه و سوگوارى است از او پرسيدم آيا براى امامت على عليه السلام از سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله مىتواند دليلى بياورد . « 2 » از سؤال ابن لبيد معلوم مىشود كه مسلمانان مىدانستند كه حضرت زهرا عليها السلام براى غصب خلافت گريه مىكند كه از آن حضرت در اين باره مىپرسيدند . حضرت زهرا عليها السلام براى توجه بيشتر مردم گاهى با صداى بلند گريه مىكرد ، بطورىكه همسايگان مىشنيدند و در نتيجه همهمه‌اى در مدينه به راه مىافتاد . فضه مىگويد : شبى حضرت زهرا عليها السلام از خانه بيرون آمد و صدا به گريه و شيون بلند كرد . همسايگان شنيدند و دور او جمع شدند . آن حضرت ، درحالىكه زنان مدينه اطراف او را احاطه كرده بودند ، حركت كرد و خود را به قبر مقدس پيامبر صلى الله عليه و آله رساند . پس با ناله‌هاى جانسوز خود اين گونه سرود : ما ذا عَلى مَنْ شَمَّ تُرْبَةَ احْمَدٍ * انْ لا يَشُمَّ مَدَى الزَّمانَ غَوالِيا

--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 43 ، ص 157 . ( 2 ) - نهج‌الحياة ، ص 38 ، ح 16 .